امروزه کارآفريني به تعبير شومپيتر به عنوان موتور محرک اقتصاد، شناخته شده است و در حال نفوذ به تمامي عرصه هاي اجتماعي و اقتصادي است. توجه به مبحث کارآفريني در تمامي سازمان ها و شرکت ها، چه خصوصي و چه عمومي، چه انتفاعي و چه غير انتفاعي، ضرورت يافته است. از طرف ديگر با ورود به عصر اطلاعات و تبديل شدن جوامع سنتي و صنعتي به جوامع اطلاعاتي، منبع قدرت از نيروي بازو و ماده و انرژي، به دانش انتقال يافته است. در واقع نقش دانشگاه ها به عنوان يکي از نهادهاي عمده توليد دانش، درحال تغيير و تحول است. دانشگاه ها نيز به عنوان يک سازمان، و به عنوان جزئي اساسي از اجزاي جامعه، مي بايست توجه و تمرکز ويژه اي بر کارآفريني داشته باشند.